مشاور بخش مدیریت اجرایی جوانی بود با ته لهجهی مشهدی و چشمان ریز و بسیار زیرک. خلاصه با هر زبانی که بود مرا قانع کرد که در تمام کلاسها حتی ادبیات فارسی ثبت نام کنم. بعداً با گشت و گذار در وبلاگها دریافتم که کلاس زبان انگلیسی و ادبیات فارسی هیچ کمکی برای آمادگی در کنکور نمیکند و رفتم از این دو کلاس انصراف دادم.
علی رغم تبلیغات رنگارنگی که در تلویزیون و بر روی بیلبوردها برای این مؤسسهی به اصطلاح آموزش عالی میشود، برخورد کارکنان پارسه مثل این رستوراندارهای بین راهی است و نگاهشان به مشتری مثل گوشت قربانی. در صف پرداخت پول که ایستاده بودم، یک پسر جوان برای رشته مهندسی کامپیوتر ثبت نام کرده بود و داشت پولش را پرداخت میکرد. یک کیسه پلاستیک پر از اسکناس را روی میز مسئول صندوق خالی کرد. یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار تومان برای کلاسهای آمادگی کنکور و ده عدد آزمون آزمایشی. یاد صحنهای افتادم که در کودکی، به همراه پدرم برای خرید ۵ تن برنج به بازار رفته بودیم، یک پلاستیک پول مشابه همین با خود برده بودیم، چقدر پول بیارزش شده است. بگذریم. روز شروع کلاسها فرا رسید و برای دریافت کارت ورود به کلاس مراجعه کردم، گفتند شما بدهی دارید و تا بدهی را پرداخت نکنید، کارت به شما تحویل داده نمیشود. گفتم پدرجان! بنده از کلاسهای فارسی و انگلیسی انصراف دادهام و طلبکار هم هستم. گفتند نه! قیمت یکی از کلاسها ۲۰ هزار تومان افزایش یافته و شما اول باید آن ۲۰ هزار تومان را پرداخت کنید، بعد ما هم طلب شما را میدهیم! چه جالب!
خلاصه این که سطح کلاسهای تئوریهای مدیریت بد نبود و برای من که مدیریت نخوانده بودم مناسب بود. کلاسهای هوش و استعداد و آمادگی تحصیلی (GMAT) هم بد نبود. رتبههای نسبتاً خوبی هم در آزمونهای پارسه کسب میکردم. اما یک اشکال بسیار استراتژیک وجود داشت و آن این که خودم را محدود به جزوات پارسه کردم و این مسأله را زمانی فهمیدم که دیگر خیلی دیر شده بود. مدام سر کلاسهای پارسه میگفتند شما با مطالعهی همین جزوات به راحتی قبول خواهید شد و اصلاً این گونه نیست. حداقل 10 سؤال از سؤالات تئوریهای مدیریت اصلاً در جزوه پارسه نبود. در دو آزمون آخر پارسه که از 100 درصد مباحث امتحان به عمل آمد موفق شدم مکرراً رتبهی 3 آزمون را کسب کنم. مشاور من برایم رتبهی تک رقمی پیشبینی کرده بود. اما اعتماد بیش از حد به جزوههای پارسه منجر شد نهایتاً رتبهی 112 مدیریت اجرایی و 112 مدیریت شهری را کسب کنم.
از سوی دیگر یکی از مسئولین سنجش تکمیلی که از دوستان بود و شنیده بود که من در آزمونهای پارسه رتبههای خوبی کسب میکنم، از روی محبت و برای تبلیغ کارشان برایم در آزمونهای سنجش تکمیلی ثبت نام کرد و کارت ورود به جلسه و برنامهی آزمونها را برایم فرستاد. در سه آزمون سنجش تکمیلی نیز به ترتیب رتبههای 2، 3 و 12 کسب کردم. سطح سؤالات سنجش تکمیلی به نظرم نرمالتر از سؤالات پارسه بود. اما به نظرم آنچه باعث بروز این اختلاف رتبه زیاد بین آزمونهای آزمایشی و کنکور کارشناسی ارشد شد، غیر مترقبه بودن سؤالات آزمون 89 به خصوص تستهای GMAT بود. تقریباً مثل این که شما خودتان را برای کشتی آزاد آماده کردهاید و وقتی وارد رینگ میشوید میبینید مسابقه کشتی فرنگی است و شما که تخصصتان در زیرگیری است یک دفعه خلع سلاح میشوید.
اما بعد از قبولی در دانشگاه علامه متوجه شدم بسیاری از همکلاسیهایم در مؤسسه ماهان ثبت نام کرده بودند. اساس مؤسسهی ماهان هم با رشتهی مدیریت و به ویژه MBA شکل گرفته است و در این دو رشته ید طولایی دارد. چند باری هم که برای کسب اطلاعات تماس گرفته بودم برخوردشان بهتر از مؤسسه پارسه بود و شاید اگر در ماهان ثبت نام کرده بودم موفقتر بودم. تعداد کسانی که در آزمونهای رشتهی مدیریت ماهان شرکت میکنند حدود 2 برابر پارسه و 4 برابر سنجش تکمیلی بود. (آمار مربوط به سال 88 است). این آمار را از کارنامهی آزمون و رتبهی آخرین فرد میتوان استخراج کرد.
ثبت نام در مؤسسهی پارسه را به هیچ کس توصیه نمیکنم. چون بیش از آن که این مؤسسه یک مجموعهی علمی باشد یک دکان کسب درآمد است و کمترین نشان از علم و آدمهای علمی در آن نمیبینید. جالب است بدانید بعد از آزمون به دلیل کسب رتبههای ممتاز در پارسه با من تماس گرفتند تا مجموعهی آزمونها را ارزیابی کنم. حقالزحمهی 150 هزار تومانی هم در نظر گرفتند که بنده نهایتاً گفتم حاضرم این پول را نگیرم ولی یک ساعت با رئیس مؤسسهی پارسه دیدار کنم. وقتی این حرف را زدم برق از کلّهی خانم ...پورعاقلی -مسئول آزمون مدیریت- پرید و گفت: «اصلاً امکان نداره شما با آقای مهندس بتونید ملاقات کنید، ایشون اصلاً وقت ندارن». گفتم یعنی ایشان در ازای نپرداختن 150 هزار تومان حاضر نیست حرفهای یک منتقد را بشنوند و پاسخ شنیدم: «نه». گفتند اگر حرفی دارید بنویسید ما قول میدهیم نامهی شما را به ایشان برسانیم. گفتم: «افتخار نمیدهم برای چنین فرد متکبری نامه بنویسم».
معایب و خسارات جبران ناپذیر
بزرگترین عیب این مؤسسات، ایجاد توهم در ذهن داوطلبان است به گونهای که هر یک از اینها سعی میکنند مؤسسهی خود را بهترین، نمونه سوالاتشان را استانداردترین، طراحان سؤال را زبردستترین، اساتیدشان را پرفسورترین و خلاصه هر چه که دارند را با یک پسوند «ترین» به خلق الله قالب کنند. جالبتر از همه این که خودشان هم باورشان شده است، مثل آن چاخان ملا نصرالدین که گفت ته کوچه آش نذری میدهند و وقتی دید همه دارند میروند خودش هم قابلمه به دست به راه افتاد! با چند نفر از مسئولین آزمون مدیریت پارسه که صحبت میکردم، این قدر این عزیزان غرق در ابهت و شکوه پارسه شده بودند که طاقت کوچکترین انتقادی را نداشتند. به ایشان عرض کردم شما دچار پدیدهی «تفکر گروهی» یا Group think شدهاید. این مسأله باعث ایجاد یک نوع اعتماد به نفس کاذب برای رتبههای خوب در آزمونهای آزمایشی میشود و از سوی دیگر باعث دلسردی و ناامیدی رتبههای پایین میگردد، در حالی که در آزمون سراسری شاید عکس این اتفاق بیفتد.
پول دوستی و پول پرستی این مؤسسات اشکال دیگری است که باعث میشود، همهی تعهدات اخلاقیشان را زیر پا بگذارند و به لطایف الحیلی داوطلبان را ترغیب به شرکت در همهی کلاسها و حضور در همهی آزمونها بکنند:
پارسه لپ تاپ جایزه میدهد [زرشک!]
وقتی شما در پارسه ثبتنام میکنید به شما وعدهی اهدای لپ تاپ، در صورت کسب امتیاز لازم (200) از مجموع آزمونها، داده میشود. این اولین حقهای است که شما را تطمیع میکند در همهی آزمونها ثبت نام کنید. اما غافل از این که درجهی سختی آزمون دست طراحان سؤال مؤسسه است و به راحتی میتوان درجه را جوری تنظیم کرد که کسی 200 امتیاز را نیاورد. فقط به عنوان نمونه عرض میکنم، در سال 88 نفر اول آزمونهای مدیریت اجرایی در پارسه موفق به دریافت لپتاپ نشد!
پارسه قبولی شما را بیمه میکند [بیخیال!]
در هنگام ثبتنام به شما فرمی داده میشود که تحت شرایطی در صورت عدم قبولی در کنکور سراسری کل هزینه ثبت نام به شما برگردانده میشود. اما این شرایط شما را ملزم به ثبت نام در همه کلاسها میکند و ضمناً شما باید حداقل نمرهی میانگین قبولی را در آزمون پایانی کسب کنید و جالب این که حداقل را هم مؤسسه تعیین میکند. از آن طرف انتخاب رشته را هم موسسه برای شما انجام میدهد و قبولی در پیام نور دارقوزآباد نیز از سوی مؤسسه قبولی تلقی میشود!
پارسه یا گشتاپو
هفتههای اولی بود که در پارسه ثبتنام کرده بودم، شمارهی ناآشنایی روی گوشی من زنگ خورد، چون در جلسه بودم امکان پاسخگویی نبود. بعد از جلسه که تماس گرفتم گفتند اینجا پارسه است با شما مجدداً تماس میگیرند. دفعهی بعد جوان کم سن و سالی تماس گرفت و خودش را مشاور رشته مدیریت اجرایی معرفی کرد و وقتی من از اسم و رتبهی قبولی و دانشگاه ایشان سؤال کردم، از پاسخگویی امتناع و بحث را عوض کرد. گفتم یعنی بنده حق ندارم بدانم با کی صحبت میکنم؟ عذرخواهی کرد و گفت قوانین مؤسسه این اجازه را به من نمیدهد. جالب این که وقتی برای مشاهدهی کارنامه یا پرسش و پاسخ در پورتال پارسه وارد میشدم، به جای نام مشاور مثلاً نوشته بود 98002. حتی محل استقرار مشاورین با دفتر مرکزی آن متفاوت بود و آدرس آن به کسی داده نمیشد و نه از طریق مراجعه حضوری و نه از طریق تماس تلفنی امکان گفتگو با مشاور وجود نداشت. شماره تلفنهایی را هم که روی گوشی میافتاد یک خانم اپراتور جواب میداد و پاسخش این بود: «مجدداً با شما تماس میگیرند» و مسخرهتر این بود که بگویی با مشاور 98002 کار دارم! یک بار به شوخی به مشاورم –همان آقای 98002- گفتم با مخابرات یک قراردادی ببندید که به جای این شمارهای که روی گوشی میافتد،بنویسد Protected.
محل تشکیل کلاسهای پارسه در بالای میدان فاطمی و در خیابان بیستون بود که هیچ گونه تابلو یا نمادی از پارسه در آن نبود. هر بار موقع ورود به ساختمان، مجوز ورود شما را که دارای هولوگرام مخصوص پارسه بود چک میکردند تا نه تنها غریبهای وارد نشود، بلکه اگر در آن روز و ساعت شما کلاسی ندارید نیز وارد نشوید. علی رغم این که گفته بودند پورتال تا پایان اردیبهشت (زمان آزمون دانشگاه آزاد فعال است) فعال است، یک ماه پس از آزمون سراسری، بخش پرسش و پاسخ پورتال نیز غیرفعال شد و هیچ گونه تماسی نمیشد با مشاور یا کارشناسان مؤسسه برقرار کرد. (شهریه رو عشق است، گور بابای داوطلب!)
راز حضور نفرات اول کنکور در سنجش تکمیلی به عنوان مشاور
بر خلاف آن چه ابتدائاً به ذهن میرسد، این نفرات اول کنکور که به عنوان مشاور در سنجش تکمیلی فعالیت میکنند خودشان در آزمونهای سنجش تکمیلی شرکت نکردهاند. بلکه این زرنگی سنجش تکمیلی است که این عزیزان را در ازای پرداخت حق الزحمهی شایان توجه برای یک یا دو روز در هفته به کار گرفته است. هیچ یک از دو مشاور بنده در سنجش تکمیلی خودشان در این آزمونها شرکت نکرده بودند و به گفتهی یکی از مسئولین این مؤسسه بقیه افراد نیز غالباً این گونه هستند. اما سنجش تکمیلی، حداقلهای «مدیریت ارتباط با مشتریان» یا CRM را رعایت میکرد و نه تنها اسم و مشخصات این افراد را منتشر کرده است، بلکه در صورت نیاز ایمیل شخصی و شماره همراه آنها را در اختیار میگذاشت.
رقابت ناسالم مؤسسات
یک روز صبح جمعه که برای آزمون آزمایشی سنجش تکمیلی به دانشگاه شریف مراجعه کردم دیدم نماینده سنجش تکمیلی در ابتدای درب ورودی به همراه یک خودروی ون ایستاده است و داوطلبان را گروه گروه به مدرسه البرز منتقل میکنند. پرسیدم که چه اتفاقی افتاده است؟ گفت یکی از موسسات رقیب، برای ضربه زدن به سنجش تکمیلی تمام صندلیها را با قیمت بالاتری خریده و به اصطلاح معامله را شیرین کرده است تا آزمون ما برگزار نشود و ما هم به ناچار آزمون را در مدرسه البرز برگزار میکنیم. جالب این که مؤسسهی رقیب آزمونی در دانشگاه شریف نداشت و فقط صندلیها را خریده بود. مثل آمریکاییها که برنج مازاد را برای پایین نیامدن قیمت به دریا میریزند.
اما چه باید کرد؟
آن گونه که بنده برای رشتهی مدیریت اجرایی، MBA، برق، روانشناسی، مهندسی صنایع و چند رشتهی دیگر سؤال کردهام، بسیاری از افرادی که رتبههای 1 تا 20 را کسب کردهاند اصلاً در آزمونهای آزمایشی یا کلاسهای این قبیل مؤسسات شرکت نکردهاند و فقط به مطالعهی منابع و حل تستهای سالهای گذشته بسنده کردهاند. اگر شما قصد ثبت نام در این مؤسسات را دارید، با چشمان باز و اطلاع از همهی تواناییها و نارساییهای آنها، اقدام کنید و انتظار بیشتری نداشته باشید.
به خاطر داشته باشید فردی (نگارنده) که در دو آزمون پایانی پارسه (که از صد در صد مباحث به عمل میآید) رتبهی 3 را کسب کرده بود و در آزمونهای سنجش تکمیلی به ترتیب رتبههای 2، 3 و 12 اتخاذ نموده بود در آزمون سراسری رتبهای بهتر از 112 کسب نکرد. لذا خیلی به نتایج این آزمونها دلخوش نباشید، خیلی هم ناامید نباشید.